خرید بک لینک

مینویسم :) چندماهه دارم روش فکر میکنم حتما به زودی شروع میکنم یه روزی وبلاگمو خواهید خواند ...

برچسب: نویسنده: محمد پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 23 تير 1401 ساعت: 19:50

میخوام کلا تمومش کنم ...

آدم و دوست خوبیه ولی اونی که باید نیست .

.

.

کالری شماز مانکن چقدر خوب بود

امروز پیداش کردم و باورم نمیشه همچین برنامه کاملی وجود داره !

برچسب: نویسنده: محمد پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 23 تير 1401 ساعت: 19:50

برزخ سخته نمیدونم کار درست چیه

برچسب: نویسنده: محمد پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 23 تير 1401 ساعت: 19:50

سه ساعت دلم میخواد سرفه کنم ولی نگهش داشتممیترسم بیدار بشنگلوم داره شرحه شرحه میشهدلم میخواد براشون آش بگیرم ولی باز هم خدا شوهر رو حفظ کنه کارت بانکیم رو برداشته :/دیروز همین موقع رو تخت برا خودم لم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 21:49

مبارکه گریه نکن دنیا دو روزهبستنی آی بستنیقوم شوهر . درد مشترک من و شوهرم از قوم شوهر ، شوهر خواهرشوهر هستحکمت خدا رو ببین که خواهر شوهر مهربون و مظلوم ، شوهرش هی با نیش و کنایه میره رو اعصابصبح بیدارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 21:49

تعارف اومد نیومد داره

من فقط خواستم نشون بدم دوس دارم بیشتر بمونن

وجدانن خدایا خودت کمک کن

استرس مدرسه رو دارم که هیچی درس نخوندم

خدااااا

برچسب: نویسنده: محمد پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 21:49

حدودا یک و نیم خرج این دو سه روز شد

ولی خوش گذشت ...

قوم شوهر فردا صبح میرن

حس میکنم پاهامو کمرم توی گوش کوب بودن انقد درد میکنن

چند روزه همش سرپام

شوهرمم جلو مامانش روش نمیشد بهم کمک کنه

دیگه پدر صاحابم در اومد

برچسب: نویسنده: محمد پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 21:49

رفتم شام درست کنم ولی حالم بد شد .فعلا دراز کشیدم و معدم درد داره .امروز ناهار با شوهر نون و دوغ خوردیم .اعصابم خورده بخاطر این چند روز که خانوادش اومدنهمه ی فشار مهمون داری روی من بود ولی همش اونو حلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 21:49

معده دردای عصبی

شام نودلیت نپخته

حالت تهوع

اینجوری پیش بره فردا مرخصی رو شاخشه

افکار بد ...

برچسب: نویسنده: محمد پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 21:49

دندونام درد میکنه

باید برم باشگاه اونجا برام آرامش بخشه

برچسب: نویسنده: محمد پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 21:49

گفتم اگه شما تلاش کردید منم تلاش میکنم

اگرنه منم میشم مثه خودتون

نگاهشون پر از بی حوصلگی و تمسخره

منم میگم اینا که بچه نیستن خودشون صلاح کارشون رو میدونن

حداقل ده بار بهشون گفتن

نمیدونم والا

شایدم من باید ...

حوصله نوشتن پرید رفت خونشون

برچسب: نویسنده: محمد پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 21:49

شوهر وقتی پیش مهمون یا اقوام خودش باشیم دس به سیا و سفید نمیزنه ولی وقتی خودمون دوتایی تو خونه ایم یکم کمک میکنه .البته یکم ...منم مثه اون شاغلم ولی در حد من توی خونه کار نمیکنهالان دو سه روزه خانوادشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 21:49

همش به دانش آموزا میگم شما می تونید و باید به ترساتون غلبه کنید ولی خودم !احتمالا خیلی خنده داره ولی از رانندگی می ترسم . جلسات تعلیم شهری رو تا آخر رفتم و مربی هم گفت احتمال زیاد راحت قبول میشی ولی نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 21:49

خوش گذشت

ولی خدایی اشتهات انقد کمه؟!!

یا دست پخت من یچیزیش میشه؟

برچسب: نویسنده: محمد پارسامنش تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 10:36

بیست و دو سالم شد همیشه خاطرات بچگی رو مرور میکنم اون روزا برام دخترای دانشجو خیلی بزرگ بودن ولی الان که خودم دانشجو ام هنوز حس میکنم بچه ام . ریحانه عمه جون دوستدارم خیلیییییییییی میدونی امروز خونتونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد پارسامنش تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 10:36

صفحه بندی